عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
560
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
طاعت بنده از امانت رود ، و معصيت از خيانت بود . خيانت مايهء فساد است ، و سر همه بىدولتى ، و قاعدهء نافرمانى . و امانت ركن دين است ، كمال توحيد ، و صفت پيغامبران و فريشتگان . ربّ العالمين در محكم تنزيل اندر وصف جبرئيل گفت : نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . جاى ديگر گفت : مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ ، و خبر داد از دختر شعيب كه پدر را گفت در حق موسى كليم : يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ، و اندر وصف يوسف صديق گفت حكايت از ملك مصر : إِنَّكَ الْيَوْمَ لَدَيْنا مَكِينٌ أَمِينٌ . و امانتها كه كتاب و سنّت بدان ناطق است سه چيز است : يكى طاعت و دين كه ربّ العالمين آن را امانت خواند ، گفت : إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ . ديگر زنان نزديك مردان امانتاند ، كه مصطفى ( ص ) گفت : « اخذتموهن بأمانة اللَّه ، و استحللتم فروجهنّ بكلمة اللَّه » . سديگر مالى كه نزديك وى بنهى ، يا سرى كه با وى بگويى ، آن امانت است . ربّ العالمين گفت : فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ . مصطفى ( ص ) گفت : « ادّ الأمانة الى من ائتمنك » ، و نيز گفت : « اذا حدّث الرّجل بحديث فالتفت فهو امانته » ، و گفت : « انّما تجالسون بالأمانة » يعنى كه نشستن شما با خلق خداى بايد كه به شرط امانت بود ، هر چه شنويد در دل نگهداريد ، و آنچه ناگفتنى بود باز مگوييد . ربّ العالمين گوش آدمى گشاده آفريد ، بىبند ، اگر خواهد و گر نه گوش بشنود ، و دل بداند ، لا جرم او را در شنيدن و دانستن بدل مواخذت نيست ، كه بنده را در آن اختيار نيست . امّا چشم و زبان هر دو با بند آفريد است ، تواند كه نانگرستنى ننگرد ، و ناگفتنى نگويد ، و شرط امانت در ديدار و گفتار بجاى آرد ، و امانت اللَّه درين هر دو بگذارد . از اينجا گفت مصطفى ( ص ) : « المجالس بالأمانة » . و اوّل چيزى كه در آخر عهد اسلام از دين حنيفى بكاهد ، و روى در حجاب بىنيازى